وبسرویس سپیدیار؛ داستان حل یک چالش واقعی در فروش
همهچیز از چند مسئله واقعی شروع شد.
مدتی بود مدیران مجموعههای مختلف برای حل چالشهایی که در فرآیند فروش و حسابداری داشتند، با من صحبت میکردند. هر مجموعه شرایط خودش را داشت، اما وقتی دقیقتر بررسی میکردیم، متوجه میشدم بخش زیادی از مشکلات، نقطه مشترکی دارند.
سایت فروشگاهی، انبار و نرمافزار حسابداری هرکدام کار خودشان را انجام میدادند، اما اطلاعات بین این بخشها بهصورت یکپارچه جریان نداشت.
یکی از مدیران از تغییر مداوم قیمت کالاها و دشواری بهروزرسانی آنها در سایت میگفت؛ مخصوصاً برای محصولاتی که قیمتشان به بازار و نرخ ارز وابسته بود.
مدیر دیگری از اختلاف موجودی سایت و انبار واقعی گلایه داشت و اینکه مسئول سایت برای اطلاع از موجودی هر کالا باید مرتب با انبار هماهنگ میکرد.
در مجموعه دیگری هم بعد از هر فروش، اطلاعات باید دوباره در اختیار حسابدار قرار میگرفت تا فاکتور در نرمافزار حسابداری ثبت شود.

مسئله دقیقاً چه بود؟
تغییر مداوم قیمت کالاها

یکی از اولین چالشها، قیمت محصولات بود.
بخشی از کالاهایی که در سایت عرضه میکردیم، تحت تأثیر قیمت بازار و نرخ ارز بودند. بنابراین وقتی قیمت دلار تغییر میکرد، قیمت کالاها هم میتوانست تغییر کند.
در چنین شرایطی، بهروزرسانی دستی قیمتها در سایت تبدیل به یک کار زمانبر شده بود.
مسئول سایت باید مرتب قیمتها را بررسی میکرد و تغییرات را اعمال میکرد.
این فرآیند علاوه بر اینکه زمان میگرفت، احتمال خطای انسانی را هم افزایش میداد.
برای من سؤال این بود:
آیا راهی وجود ندارد که قیمت کالاها بدون این حجم از ورود اطلاعات دستی، بین سایت و نرم افزار حسابداری هماهنگ شود؟
اختلاف موجودی سایت و انبار

مشکل بعدی حتی جدیتر بود.
موجودی نمایش دادهشده در سایت همیشه با موجودی واقعی انبار هماهنگ نبود.
مسئول سایت باید مرتب با انبار تماس میگرفت و میپرسید از هر کالا چه تعداد موجود است.
در مقیاس کوچک شاید این کار قابل مدیریت باشد، اما وقتی تعداد کالاها و سفارشها افزایش پیدا میکند، دیگر نمیتوان چنین فرآیندی را بهصورت دستی ادامه داد.
یک راهحل این بود که برای سایت یک انبار جداگانه تعریف کنیم؛ اما این تصمیم خودش مشکلات جدیدی ایجاد میکرد و در زمان انبارگردانی هم میتوانست دردسرساز شود.
اینجا بیشتر از قبل متوجه شدم که مشکل اصلی، نبود ارتباط میان سیستمهاست.
فروش در سایت انجام میشد، اما کار حسابدار تازه شروع میشد

چالش سوم مربوط به فرآیند فروش بود.
بعد از اینکه مشتری خرید خود را در سایت انجام میداد، مسئول سایت باید اطلاعات فروش را در اختیار حسابدار قرار میداد.
حسابدار هم اطلاعات فاکتور را دوباره در نرم افزار حسابداری وارد میکرد.
یعنی اطلاعات فروش یک بار در سایت ثبت میشد و بعد دوباره بهصورت دستی در سیستم حسابداری وارد میشد.
این فرآیند هم زمانبر بود و هم احتمال اشتباه در انتقال اطلاعات را بالا میبرد.
در این مرحله دیگر مطمئن شده بودم که راهحل، اضافه کردن یک نیروی دیگر یا ایجاد یک فرآیند دستی جدید نیست.
ما به یک وب سرویس حسابداری نیاز داشتیم.
راهحل؛ ایجاد ارتباط میان سایت و نرم افزار حسابداری
اولین کاری که انجام دادم این بود که با تیم برنامهنویسی صحبت کردم.
مسئله را برای تیم توضیح دادم و خواستم بررسی کنیم چطور میتوانیم ارتباطی میان سایت و نرم افزار حسابداری ایجاد کنیم.
در ادامه، برای بررسی امکان اتصال و نحوه انتقال اطلاعات، با شرکت سپیدار هم صحبت کردیم.
برای ما مهم بود که این اتصال فقط روی کاغذ امکانپذیر نباشد؛ بلکه بتواند در فرآیند واقعی کسبوکار استفاده شود.
بعد از بررسی نیازها، تصمیم گرفتیم از وب سرویس برای ایجاد این ارتباط استفاده کنیم.
ایده اصلی ساده بود:
به جای اینکه اطلاعات قیمت، موجودی و فروش مدام توسط افراد از یک سیستم به سیستم دیگر منتقل شود، کاری کنیم سیستمها بتوانند اطلاعات موردنیاز را با یکدیگر تبادل کنند.

وب سرویس چطور مشکل را حل کرد؟
با پیادهسازی وب سرویس، ارتباط میان سایت و نرم افزار حسابداری شکل گرفت.
هدف این بود که اطلاعات مهمی مثل قیمت کالا، موجودی و اطلاعات فروش در فرآیندی هماهنگتر میان سیستمها منتقل شوند.
در نتیجه، بخشی از کارهایی که قبلاً بهصورت دستی انجام میشد، کاهش پیدا کرد.
مسئول سایت دیگر مجبور نبود برای هر تغییر موجودی، مرتب با انبار هماهنگ کند.
حسابدار نیز برای هر فروش، با همان حجم قبلی از ورود دستی اطلاعات مواجه نبود.
و مهمتر از همه، اطلاعات در بخشهای مختلف کسبوکار کمتر از یکدیگر فاصله میگرفتند.
نتیجه اتصال سایت به نرم افزار حسابداری چه بود؟
بعد از اجرای راهکار، چیزی که برای ما اهمیت داشت فقط «اتصال دو سیستم» نبود.
ما در واقع توانستیم یک فرآیند یکپارچهتر برای مدیریت اطلاعات ایجاد کنیم.
مهمترین نتایج این پروژه عبارت بودند از:
- کاهش ورود دستی اطلاعات
- کاهش احتمال خطا در انتقال اطلاعات
- هماهنگی بهتر موجودی سایت و سیستم
- مدیریت آسانتر تغییرات قیمت
- انتقال بهتر اطلاعات فروش به سیستم حسابداری
- صرفهجویی در زمان نیروهای سایت و حسابداری
- کاهش نیاز به هماهنگیهای دستی میان سایت، انبار و حسابداری
به زبان ساده، تلاش کردیم کاری کنیم که سایت و نرم افزار حسابداری به جای اینکه جدا از هم کار کنند، با یکدیگر در ارتباط باشند.

از یک پروژه اختصاصی تا یک راهکار برای کسبوکارهای دیگر
در ابتدا این پروژه را برای حل مشکل یک مجموعه شروع کرده بودیم.
اما در طول مسیر متوجه شدیم مسئلهای که با آن مواجه شدهایم، فقط مشکل یک کسبوکار نیست.
بسیاری از مجموعههایی که فروش اینترنتی دارند، با چالشهایی مثل:
تغییر قیمت، اختلاف موجودی، ثبت دوباره فاکتور و هماهنگی میان سایت و حسابداری
روبهرو هستند.
همین موضوع باعث شد تصمیم بگیریم راهکاری که ابتدا برای یک مجموعه طراحی شده بود را توسعه بدهیم.
هدف این بود که یک راهکار اتصال سایت به نرم افزار حسابداری داشته باشیم که بتواند برای کسبوکارهای مختلف قابل استفاده باشد.
این نقطه، شروع شکلگیری وب سرویس سپیدیار بود.
چرا یکپارچه سازی سایت و حسابداری اهمیت دارد؟
وقتی فروش اینترنتی و حسابداری از یکدیگر جدا باشند، اطلاعات باید مدام بین سیستمها منتقل شود.
هرچه تعداد محصولات، سفارشها و تراکنشها بیشتر شود، این فرآیند پیچیدهتر خواهد شد.
اما با یکپارچه سازی سایت و نرم افزار حسابداری میتوان بخش قابل توجهی از این ارتباط را بهصورت سیستمی مدیریت کرد.
این موضوع نهتنها باعث کاهش کارهای تکراری میشود، بلکه میتواند به کسبوکار کمک کند اطلاعات دقیقتر و منسجمتری در اختیار داشته باشد.
جمعبندی؛ یک مشکل واقعی، یک راهکار واقعی
این پروژه برای ما از یک سؤال شروع شد:
چرا وقتی سایت، انبار و حسابداری همگی اطلاعات یک کسبوکار را مدیریت میکنند، نباید بتوانند با یکدیگر صحبت کنند؟
همین سؤال باعث شد با تیم برنامهنویسی و شرکت سپیدار وارد بررسی راهکار شویم و در نهایت به سمت استفاده از وب سرویس برویم.
آنچه ابتدا برای حل یک مشکل در یک مجموعه شکل گرفت، بعدتر به راهکاری تبدیل شد که میتوانست پاسخگوی نیاز مجموعههای دیگری هم باشد.
وب سرویس سپیدیار حاصل همین تجربه است؛ راهکاری برای ارتباط بهتر میان فروشگاه اینترنتی و نرم افزار حسابداری و کاهش فرآیندهای دستی در مدیریت اطلاعات.
اما این تازه شروع ماجرا بود.
راهکاری که برای حل این مشکلات شکل گرفته بود، حالا باید یک قدم جلوتر میرفت.
با اولین تجربهها، سؤالهای جدیدی شکل گرفت:
چطور میتوان وبسرویس را توسعه داد؟
چطور میتوان آن را برای مجموعههای مختلف با نیازهای متفاوت آماده کرد؟
و چطور میتوان از یک راهکار اختصاصی، یک محصول قابل استفاده برای کسبوکارهای مختلف ساخت؟
در قسمت بعدی این داستان، از مسیر توسعه وبسرویس سپیدیار میگوییم؛
از چالشهایی که در مسیر توسعه با آنها روبهرو شدیم و تصمیمهایی که باعث شد این راهکار از یک پروژه اولیه، به یک محصول گستردهتر تبدیل شود.